السيد الخميني

234

ديوان امام ( فارسى )

هما طاوس هُما ! سايه فكن بر سرِ من * يارى كُن و برگُشاى بال‌وپر من فريادرس از قيد خود آزادم كُن ! * از اختر خود نيك نما اختر من ! طوفان فاش است به نزد دوست راز دل من * آشفته دلىّ و رنج بىحاصِل من طوفان فزاينده‌اى اندر دل ما است * يا رب ! ز چه خاكى بسرشتى گِل من